کد خبر: 3807394
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۶:۰۶
سیاست و اقتصاد- خلیج فارس بزرگترین حوزه اقتصادی-سیاسی ایران و انرژی جهان است. ایران بیشترین منافع آن را داراست. تقریباً همه اقتصاد ایران به نوعی با این دریا و فعالیت در آن ارتباط یافته است. بررسی چگونگی وضعیت ایران و لحاظ کردن این وضعیت در سیاستگزاری‌های استراتژیک و استفاده از موقعیت ژئوپلتیک منطقه‌ای خلیج فارس تحت تأثیر است.

خليج فارس بزرگترين حوزه اقتصادی-سياسی ايران و انرژی جهان است. ايران بيشترين منافع آن را داراست. تقريباً همه اقتصاد ايران به نوعی با اين دريا و فعاليت در آن ارتباط يافته است. بررسي چگونگی وضعيت ايران و لحاظ كردن اين وضعيت در سياست‌گزای‌های استراتژيك و استفاده از موقعيت ژئوپلتيك منطقه‌ای خليج فارس تحت تأثير عواملی چون: نفت و گاز، تنگه هرمز، بازار كالای مصرفی و حمل و نقل، حضور دول غربی به شكل نظامی و امنيتی، تضاد هويتی تاريخی، مانع تراشي آمريكا نسبت به منافع و اهداف توسعه ايران و ترس از سوپر قدرت شدن ايران قرار دارد. هدف نهايی توجه به تحليل رويكرد دولتگرايی نسبت به مسائل امنيتی، نظامی و علی‌الخصوص اقتصاد سياسی خليج فارس برای ايران بوده است. روش اجرای پژوهش مطالعه كتابخانه‌ای و تحليل اسناد و مدارك در دسترس بود كه در نهايت اثبات شد، رويكرد دولتی جمهوری اسلامی ايران ابتدا به رويه نظامی و امنيتی برای حفظ منافع و استفاده از آن منابع در توسعه، پيشرفت و استقلال اقتصادی ضروری خواهد بود.
خليج فارس، اقتصاد سياسی، استراتژی امنيتی، ايران، توسعه
خليج فارس به عنوان يك آبراه تاريخی محل تلاقی قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده است. و در بسياری مواقع كشمكش قدرت‌های بزرگ و دست نشاندگان منطقه‌ای آنها در اين دريا قابل مشاهده بوده است.
اين امر تجلی دهنده سلطه قدرت‌های استعمارگر و غارت و چپال منابع آن است. از نظر فرهنگ بوم شناختی و زيست محيطی يك منطقه بی‌نظير است. 8 كشور ساحلی دارد. دارای ذخاير نفت گاز عظيم است كه 63 % انرژي جهان را تأمين می كند و تنگه هرمز بر موقعيت ژئوپلتيك و استراتژيك آن افزوده است. نقش اين دريا در اقتصاد سياسی ايران به حدی است كه امنيت آن برای كسب منافع و رويكرد دولتگرايی برای حفظ اين منافع و مسائل ايرن بسيار حائز اهميت گرديده است. همچنين حضور كشورهای صاحب منافع (آمريكا، انگليس و ...) بر اهميت آن در نظام بين‌الملل افزوده است. با اين احوال، بی ترديد نمی‌توان از اهميت اين دريا در مسائل سياسی، نظامی و امنيتی صرف نظر كرد. وآنچه امروزه بيش از پيش اهميت دارد اين است كه بدانيم كدام وجه از قابليتها و پتانسيل‌های موجود در اين آبراه مورد توجه و تأييد جمهوری اسلامی ايران قرار گرفته است. همچنين از مطالعه و تحليل اسناد بر می‌آید که چگونه اين آبراه می‌تواند عرصه‌ای برای همكاری اقتصادی، تجاری يا نمادی از طرزتلقی دولت های مختلف بر حسب منافع ملی فرا منطقه ای بويژه امنيتی آنها باشد.
خلیج فارس و اقتصاد سیاسی ایران
جنگ جهانی اول در سال 1914 و بحرانهای سال‌های 1919 و 1929 زمينه مداخله بيش از پيش دولتها را در اقتصاد فراهم ساخت اعمال سياستهای اقتصادی به منظور مقابله با «فقر عمومی» و «ركود اقتصادی» پيوسته متداولتر شد. بالاخره با جنگ جهانی دوم (1939-1944) زمينه برای افزايش مداخلات دولت در فعاليت های اقتصادی بيشتر فراهم شد، به طوری كه از نيمه قرن بيستم در كشورهای سرمايه داری هر چند با درجاتی متفاوت نظام اقتصادی سرمايه داری ليبرال كاملاً جای خود را به سرمايه داری مقرراتی داد.
اين در حالي بود كه لیبرالیسم سنتی و مكتب شيكاگو؛ دخالت دولت را عامل و سرچشمه كليه مشكلات اقتصادی معرفي كرده بود. و سوسياليسم موافق عمومي كردن مالكيت و قرار گرفتن آن در دست حكومت كه يك برنامه اقتصادی گسترده را تنظيم و در صورت لزوم با توسل به زور آن را اجرا می كند بود.
و البته اگر سياست های اقتصادی در حوزه بين‌الملل را دنباله سياست‌های اقتصادی در داخل كشورها بدانيم؛ نتيجه ای كه قابل برداشت است دخالت هرچه بيشتر رهبران در امور داخلی يكديگر خواهد بود. و اين درست به اين دليل است كه رفتارها و پيامدهای تصميمات اقتصادی دولتها در پشت مرزهای ملی محدود نمی ماند و بيانگر مطلب مهم تصميم گيری در مورد مسائل اقتصادی بيشتری که بايد با توجه به وضعيت بين‌الملل صورت گيرد، می باشد.
اما نظام اقتصادی اسلامی بر 5 محور که برگرفته از احكام و قوانين اسلام استنباط می شود است. 1- مالكيت مختلط. 2- وجود حقيقی فرد و جمع. 3- آزادی اقتصادی در كادر محدود. 4- مداخله دولت. 5- عدالت اجتماعی.
دو اصل اساسی تأمين اجتماعی و توازن اجتماعی مفهوم عدالت اجتماعی را در نظام اقتصادی اسلام روشن تر می سازد كه در طرح تكافل عام: مسئوليت متقابل افراد جامعه اسلامی نسبت به همديگر و ضمان اعاله: وظيفه دولت در تأمين سطح معيشت مناسب و وسايل زندگی افراد جامعه است. كه با احكام
ثابت و متغير و با توجه به اقتضائات زمانی و مكانی زمينه ها را فراهم می سازند. (دكتر نمازي 1387ص 33)
خليج فارس در پرتو نظريه
در منطقه خليج فارس از ویژگی دوم الگوی «باری بوزان» می توان بهره برد. يعني در الگوهايی كه دوستی و دشمنی در منطقه وجود دارد. چرا كه در خليج فارس اختلاف ارضی و مرزی كشورهای منطقه مثل: اختلاف مرزی عراق و كويت، اختلاف كويت و عربستان (بر سرجزاير قاروام الحرام) اختلاف عربستان و قطر بر سر نواحی مرزی، اختلافات بحرين و قطر مجمع الجزاير حوار، اختلاف امارات متحده عربی و عمان منطقه ديبا. اين اختلافات در پاره ای مواقع به تنشهايی در ميان دولتهای منطقه منجر گرديده است.
برخورد نظامی در مرز عربستان و قطر 1992 – بررسي اختلافات بحرين و قطر 1998 در ديوان بين‌المللی دادگستر (پرويز مجتهد زاده 1380 –ص 12 و 14)
ترتيبات امنيتی در خليج فارس
متفكرين و انديشمندان با توجه به شرايط منطقه خليج فارس نظريه هايی را برای ترتيبات امنيتی آن ارائه كرده‌اند. در باب امنيتی اين دريا می توان سه نظريه و الگو كه در امنيت جهانی (بين‌المللی) مطرح هستند با توجه به وضعيت و موقعيت آن مورد توجه قرار گيرد.
سياست واقع گرايانه رقابتی يا الگوی سنتی
الگوی امنيت مشاركت جويانه
بر مبنای سياست واقع گرايانه رقابتی، كه بر پايه تهديدات آشكار و نهان نظامی استوار است، نمی توان حاكميت، منافع ملی و نگرانی های امنيتی ساير بازيگران را ناديده گرفت. در اين الگو تركيب چند قطب از كشورهايی وجود دارد كه دارای روابطی سيال و سود و زيان مقطعی هستند كه در طول زمان ممكن است تغيير كند. در اين الگو اكثر منطق موازنه قوا پذيرفته شده است. و به طور كلی هيچ كشوری به طور دائم دوست يا دشمن شناخته نمی شود. اين الگو در دنياي امروز بهتر است به دليل عدم توان ايجاد اعتمادسازی و كسب منافع مشترك دوری جست. چرا كه هم قدرت بازيگران متفاوت است و هم اهداف سياسی-ايدئولوژيك- فرهنگی و نظامی برای كشورها مختلف است.
الگوی هژمونيك
اين الگو بر اساس غلبه منافع يك مجموعه از كشورها بر دسته ای ديگر و كاربرد عملياتی ابزارهای نظامی و اقتصادی برای اعمال سياست بازدارندگی طراحی می شود. امروزه اين الگو در مورد مقابله با گسترش تسليحات هسته ای نيز به كار گرفته شده است و در آن رويكردی اجتماعی برای مقابله با كشورهای غير دوست وجود دارد. (دكتر محمود واعظی – 1385)
اين الگو شامل جلوگيری از انتقال فن آوری، جلوگيری از دسترسی آنها به تسليحات كشتار جمعی، تسليحات هدايت شونده دقيق و حتی متعارف می شود. در اين الگو شيوه دفاعی متكی بر حملات پيش دستانه و همچنين اقدامات واكنشی يا به عبارت ديگر پدافند كامل بازدارندگی و حملات پيش دستانه است. پايه ها و الگوی هژمونیک كسب منافع و رقابت منفی است.
الگوی امنيت مشاركتی
تفكر حاكم بر اين الگو پذيرش تعهدات متقابل محدودكننده در خصوص توانايی های نظامی است. در اين رژيم امنيتی ديدگاه مشاركت جويانه هم برای دوستان و متحدان و هم دشمنان است كه همان محدوديت های فنی را بر رفتار خود خواهند پذيرفت. و اين كار علی‌رغم وجود بی اعتمادی متقابل امری شدنی است. در اين الگو تضمين های امنيتی از طريق غير قابل قبول كردن گزينش هايی که هدف آنها كسب سلطه بر رقيبان است به وجود می آيد. اما همين الگو يك نسخه نجات دهنده برای هر منطقه ای پيچيده شود؛ نيست و ضعف آن اینکه فراهم سازی تهديدات مساوی در روابط بين‌الملل امکان پذیر نیست. در اين راستا نظريه پردازان مختلف روابط بين‌الملل در خصوص اين منطقه به اظهار نظر پرداخته اند و با توجه به تحولات و شرايط منطقه و نقش كشورهای مختلف آن، به ارائه روشهای متعدد ايجاد امنيت در اين منطقه پرداخته اند از جمله توجه به مجموعه امنيتی با حضور تمام كشورها بدون دخالت غرب و دولتهای غیر منطقه است. اين مساله براي حفظ منافع در منطقه و جلوگيری از تقابل با ايران به عنوان تنها قدرت فرامنطقه ای در حوزه خليج فارس از يك طرف و كاهش هزينه هايی كه حضور غرب بر مردم منطقه گذاشته است از سوی ديگر بايد مورد توجه منطقه ای دولتهای خليج فارس قرار گيرد. و همين امر به دليل وجود منافع استراتژيك غرب در اين منطقه تا حدودی سخت می نمايد.
عوامل تاريخی، دوره قديم
دريای پارسی از قديم و از دوره های هخامنشيان، اشكانيان، ساسانيان كه تا زمان غلبه اعراب بر ايران ادامه داشته است. خليج فارس جزء سرزمين های داخلي ايران محسوب می گردد.
«استندیش می نویسد: به مرزهای قديمی ايران نگاه كنيم چهار دريا شامل دريای سياه، دريای سرخ، دريای مازندران، خليج فارس ( عمان) جزء درياهای داخلی ايران بوده اند. (پژوهشنامه سياسي 1385)
و بعد از آن نيز زنگيان، قرمطيان، آل بويه، اتابکان فارسی ملوك هرمز بر آن مسلط بودند. (پژوهشنامه علوم سياسي 1385)
لو ديگ هارثنان كه از هرموز در سال 909 ديدن کرده می نویسد:
گاه بيش از سيصد كشتی از ممالک مختلف در هرموز جمع می شوند. هميشه چهارصد تاجر در اين شهر اقامت دارند. تجارت هرموز بيشتر مرواريد، ابريشم و جواهرات و ادويه است.
و همين ثروت فراوان و مركزيت شايان توجه بود كه ديگ طمع پرتغاليان را به جوش آورد و آلبوكرك را به تصرف آن شهر برانگيخت. همين پرتغاليها در زمان جنگ عثمانی ها و ايران در خليج فارس و تسلط تركان بر قطيف 957 و 960 بر مقسط با دست دوستی كه ايرانيها دراز كردند و با همكاری توانستند تركها را از قطيف ساحل جنوبی خليج بيرون برانند و با شكست فاحش تركان آنها را از خليج فارس بيرون کردند و بدين شکل پرتغاليها بر هرموز تسلط بلامنازع يافتند و بعدها ايران با همكاری انگليسی ها 1026 پرتغاليها را شكست داد و از قبل هلنديها و آلمان و روس ها نيز پايشان به خليج فارس باز شده بود.
و سرانجام با كشف نفت در ايران در سال 1287 (1908) و آغاز توجه به آن به عنوان يك عنصر استراتژيك و مهم نظامی به عامل حركت كشتی ها جنگی انگليسی ها تبدیل شد.
انگليسی ها برای حفظ موقعيت خود در منطقه اقدامات متعددی انجام دادند.
ايجاد دولتهای تحت الحمايه (بحرين) خوزستان (شيخ خزعل)كه مجلس به مخالفت با آن پرداخت. و فقط عقد قرارداد 1299 بين انگلستان و روسيه از ايجاد دولت های تحت الحمايه عدول كرد. و با به قدرت رسيدن رضاشاه و تشكيل ارتش و خريد اولين كشتی های جنگی در خليج فارس و چند هليكوپتر ايران بعد از سالها تضعيف و دوری از مسائل منطقه به عرصه امنيتی آن برگشت. شمار نيروهای ايران در سال 1320 به 127000 نفر رسيد. که با استفاده از تصويب قانون نظام وظيفه در زمان جنگ جهانی دوم در سال 1318 (1939) اتفاق افتاد. بار ديگر اهميت استراتژيك خليج فارس در نبرد گروههای متخاصم در جنگ دوم جهانی به ظهور رسيد. در نهايت با تضعيف انگلستان در منطقه و خروج اين كشور از خليج فارس و رفراندم ساختگی انگلیسی عملاً در سال 1350 بحرين از ايران جداشد. و البته در اين دوران آمريكا قدرت برتر حاضر در خليج فارس بود و به ايران به عنوان ژاندارم منطقه در سیاست دو ستونی نیکسون- کسینجر نگاه مي كرد.
دوره پهلوی دوم
ايران به عنوان يك نيروی قوی به عنوان ژاندارم انتخاب شد دولت ايران در فروردين 1344(1965) اعلام كرد كه از آن پس بيشتر به ناحيه خليج فارس در عمليات نظامی توجه خواهد نمود و در پاييز همان سال مجلس ايران قانونی را به تصويب رسانيد كه بر اساس آن حدود 400 ميليون دلار به تقويت نيروهای مسلح تخصيص داده می شد. سهم قابل توجهی به تشكيل يك نيروی دريايی مؤثر تخصیص يافت.
و همچنين يك پايگاه دريايی در بندرعباس ساخته شد. (دكتر همايون الهي –ص 95)
دوره انقلاب اسلامی
مرحله اول: اهميت خليج فارس در اقتصاد سياسی ايران بعد از انقلاب اسلامی به مراتب حساس تر و عميق تر شد. دليل اين امر متفاوت است از يك طرف با انقلاب اسلامی نظم منطقه از نظر روابط بين‌الملل تا حدودی دستخوش تغييرات ايران گرديد.
از بعد خارجی به اين نحو ايران به عنوان يك پای امنيت منطقه(ژاندارم منطقه) با كنار گذاشتن مسأله، راهبردی امنيتی منطقه و تصميم بر خارج شدن از سیاست دو ستونی و با صدور انقلاب اسلامی به ساير كشورهای حوزه خليج فارس كه بيشتر با حكومت پادشاهی شناخته می شوند موجب ايجاد خلاء قدرت امنيتی در منطقه گردید. بدین سان كشورهای فرا منطقه ای كه در خليج فارس که دارای منافع ای بودند تصمیم گرفتند خود برای ايجاد امنيت و كنترل و حفظ منافع منطقه ای خود اقدام نمايند و همين امر موجبات دخالت در ابعاد امنيتی منطقه را فراهم آورد.
امنيتی شدن خليج فارس
ترس از صدور انقلاب به ساير كشورهای اسلامی منطقه و ايجاد هراس و وحشت حكومتهای طرفدار غرب و وجود ذخاير پولی و عرضی كشورهای خليج فارس (عربی) خود عامل ديگری بود تا منافع طلبهای غربی (قدرت های فرامنطقه ای) با توجه به اختلافات منطقه ای كه عمدتاً خود آنها از سده های قبل بذر آنها ايجاد كرده بودند به برنامه ريزی برای منطقه بپردازند.
از عوامل قابل توجه ديگر كه اهميت جهانی در منطقه دارند رقابت های تسليحاتی كشورها در راستای توازن قوا، رقابت در سهميه فروش نفت و گاز، نفت و گاز و منابع طبيعی منطقه به عنوان منابع اوليه ارزان قيمت برای كشورهای توسعه يافته منطقه به عنوان، بازار فروش توليدات غرب از موارد قابل توجه هستنند.
وقوع جنگ اول خليج فارس (ايران و عراق) كه ايران جهت حفاظت از منافع خود و جلوگيری از توانمد شدن دشمن نيروی دريايی عراق را در ابتدای جنگ به كلی نابود (درعمليات مرواريد) ساخت. اسكورت كشتی های تجاری كه بالای 95 درصد كالای صادراتی نفتی كشوری از طريق دريا حمل می شود و پديده دزدی دريايی در خليج عدن با فاصله 3000 كيلومتر از سال 80 تا امروز 1395 ادامه دارد در حال انجام است.
تشكيل شورای همكاری خليج فارس كه بيشتر رويه تقابل با ايران جهت جلوگيری از صدور انقلاب به سرزمين كشورها یشان اعلام نموده اند، با تشكيل ارتش هماهنگ عرب و در سال 1981 منطقه خليج فارس روز به روز به سمت امنيتی شدن پيش رفت. هرچند امروز با وجود اختلافات عمیق در بین اعضای شورای همکاری خلیج فارس عملا به یک سلاح در دست عربستان جهت ایفای نقش برادر بزرگ تبدیل شده است.
بعد داخلی
پس از پيروزی انقلاب اسلامی ساختار وابسته اقتصاد كشور چهره واقعی خود را نشان داد. ورشكستگی نظام بانكی به علت پرداخت بی رويه اعتبارات و خروج شديد سرمايه از كشور نخستين واكنش قابل پيش بينی اقتصاد بيمار و وابسته بحرانی بود.
با بروز ناامنی و احساس آن سرمايه داران به فروش سرمايه های منقول و غير منقول خود پرداخته و مؤسسات توليدی تعطيل شدند.
تحریم اقتصادی آمريكا و ديگر كشورهای غربی مشكلات پس از پيروزی انقلاب را تشديد كرد و اقتصاد از دو سو زیر فشار قرار گرفت. اول اينكه نفت ايران بدون خريدار ماند و از 18 ميلياد دلار در سال 1358 به 11 ميليارد دلار در سال 1359 كاهش يافت. و از سوی ديگر با عدم تأمين به موقع مواد اوليه قطعات و ماشين آلات مورد نياز، صنايع وابسته ضربه سختی خوردند.
جنگ و دفاع
هزينه ناشی از جنگ بعد از سال 1359 در طول 8 سال دفاع افزايش قيمت ها و حدر رفتن سرمايه ها را منجر شد. موجبات تعديل در برخی سياستها را فراهم آورد. (دكتر ابراهيم رزاقی -1388 ص 25)
هزينه های جنگ خصارات فراوان از جمله تا پايان پنجمين سال 1364 حدود 309 ميلياد دلار شده بود و هزينه نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران در سال 65 - 1/3 بودجه و در سال 1366 1/4 بودجه و يك سوم 1/3 امكانات ارزي بوده است. (روزنامه كيهان – 16/1/1366)
مرحله بعد از جنگ
پس از جنگ بازسازی ارتش و تجهيز سپاه رشد جهشی هزينه های نظامی ايران را موجب شد. بطوری كه در برنامه يكم توسعه پس از انقلاب هزينه های نظامی و انتظامی و تقويت بنیه دفاعی 32 درصد و برنامه دوم هزينه ها 3/26 درصد هزينه های جاری بودجه را دريافت داشته است.
حمايت و اسكورت كالاهای صادراتی و منافع حمل و نقل دريايی توسط نيروهای دريایی از سالهای بعد از جنگ خصوصاً از سال 1380 توسط نيروهای دريايی جمهوری اسلامی انجام می گيرد. كه راه های دريايی جنوب ايران به طول 2043 كيلومتر را شامل می گردد. خط كشتی رانی جمهوری اسلامی تا سال 1382 – 107 كشتی است. در پايان سال 1387 تعداد اسكله های بندری153 پست اسكله و طول آنها 27500 متر و تعداد شناورهای ثبت شد (نفتی و غيرنفتی) به تعداد 7913 فروند در پايان سال 1387 رسيده است. ایران 2016م دارای کاربردی ترین بنادر دریایی منطقه با اسکله های مجهز و امکانات 5 ستاره جهت خدمات مهندسی و رفاهی بین‎‌المللی است. امروز نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران با ساخت انواع اژدرها، قایق های تندرو و مجهز به سلاح، زیر دریایی، ناوشکن های پیشرفته و مجهز به انواع سلاح های تدافعی و بازدارنده با کاربری موثر، توانمندترین نیروی دریایی در جنوب غربی آسیا را با تکیه بر لجستیک داخلی داراست.
همچنين خليج فارس برای ايران از جهات زير قابل اهميت می باشد
1- انواع آبزيان بومی.
2- معادن مختلف موجود در خليج فارس.
3- جنگل های حاره ای زيباترين منبع جذب گردشگری در خليج فارس است.
منطقه خليج فارس و رويكرد جديد
1) سپر جزيره
رهبران محافظه كار عرب خليج فارس ادعا می كنند ترس از ايران هسته ای آنها را وادار به ايجاد ساختار دفاعی جديد موسوم به «سپر جزيره» كرده است. يك مسئول ارشد نظامی كويتی كه دارای سمت مشاور در وزارت دفاع اين كشور است می گويد «سپر جزيره» مرحله ارتقاء يافته ساختار نظامی شورای همكاری است و هدف اصلي آن دفاع از منافع اعضاء تردد كشتيرانی امن و حفاظت از منطقه حساس تنگه هرمز است.
پرزيدنت روحانی از زمان به قدرت رسيدن او در جولای 2013 موضوع اصلاح و تحول رابطه با اعراب به عنوان يك اولويت استراتژيكی همواره مطرح بوده است.
اما در عين حال كشورهای عربی منطقه خليج فارس حداقل در 5 سال گذشته به عامل اصلی و سر منشأ بسياری از مخاطرات امنيتی در کل منطقه و عامل دعوت و تداوم ماندگاری و حضور غرب به ويژه ايالات متحده تبديل شده اند.
آنها به خصوص از هنگام فعال شدن ديپلماسی پرزيدنت اوباما در رابطه با تهران و حل مناقشه هسته ای ايران بيش از مخالفان به سوی كاخ سفيد سنگ پرتاب كرده اند. هر چند واشنگتن كسی را بدهكار اين وضع نميداند. تنها در يك مورد معاون آقای رئيس جمهور جو بايدن در ماه جولاي 2016 صراحتاً به اين مداخلات و مخاطرات اشاره كرد.
مسلم، متين می گوید: علائم توفان در خليج فارس بدون شناخت از ميزان آمادگی ايالات متحده در حال نمايان شدن است.

2) رويكرد جديد انگليس و امريكا در خاورميانه (خارج منطقه)
گروهي از تحليلگران تصميم لندن براي به دست آوردن پايگاه نظامی دائمی در خليج فارس و اعزام ناوهای جنگی بزرگ تر به اين منطقه را نوعی تغيير در سياست بريتانيا بر اثر وحشت از سير رويداد در خاورميانه تلقی می كنند.
در واقع دولت انگلستان توجه به موضوعاتی همچون تروريسم ناامنی و بی ثباتی، جرائم فراملی و تسليحات كشتار جمعی را جزو اولويت ها و اصول كليدی سياست خارجی خود تعريف كرده است. به رعم اين كشور در شرايط كنونی مسئله اصلی تثبيت وضعيت سياسی و امنيتی در منطقه خاورميانه است. درحال حاضر دولت انگلستان تلاش می كند تا از يك سو رشد بنياد گرايی در اين منطقه جلوگيری كند و از سوی ديگر همپيمانان اقتدارگرای خود را در منطقه خليج فارس حفظ نمايد.
و البته بازگشت انگليس پس از 45 سال به گفته فيليپ هامونو وزير امور خارجه بريتانيا در 6 دسامبر 2014 و در دهمين كنفرانس بين‌المللی امنيتی منامه خبر برپایی پايگاهی دائمی در بحرين را اعلام كرد.
و پيش بينی شده است اين پايگاه در سال 2016 آماده بهره برداری خواهد شد.
و شكل آن از سنتی به حضوری هوشمندانه با امكانات و تسهيلاتی كه آنان را امكان پذيرتر می كند تغيير كرده است. اين تسهيلات شامل توافقات دفاعی – تمرينات دوره ای با ارتش های منطقه ای، به دست آوردن نقاط مناسب برای حمل و نقل و اعزام ناگهانی نیرو در زمان مقتضی می شود.
به عقيده تحليلگران انگلستان اصرار دارد حضور نظامی اش را به دليل طوفان تحولات اجتماعی و سياسی كه سراسر منطقه را از شروع بيداری اسلامی در بر گرفته افزايش دهد.
سرجرمی گرين استاك سفير پيشين بريتانيا در سازمان ملل متحد بازداشتن داعش از پيشروی به سوی خليج فارس را انگيزه اصلی برای افزايش حضور نظامی بريتانيا در منطقه عنوان كرده است.
- امنيت جريان انرژی نيز مسأله مهم ديگری است كه حفظ امنيت دريايی در آب های خليج فارس، تنگه هرمز و اقيانوس هند را برای بريتانيا ضروری می سازد.
اكنون قطر به مهمترين تأمين كننده گاز طبيعی بريتانيا تبديل شده و با افزايش تقاضای انرژی در بريتانيا در دهه آينده اهميت قطر به عنوان شريك بريتانيا در صادرات گاز در حال افزايش است.
دليل ديگر تمركز آمریکا بر منطقه شرق دور (آسيا-اقيانوس آرام) و كاستن از حضور خود در منطقه خاورميانه است. و از اين طريق انگليس مايل است با رويكرد جديد در بازگشت به شرق كانال سوئز و با حضور نظامی اش در منطقه بخشی از مسئوليت های امنيتی آمريكا را بر عهده گيرد. در این بین نباید حضور ترکیه و روسیه در خلیج فارس به دلایل اختلاف ایجاد شده بین قطر و عربستان در صدد ایجاد پایگاه نظامی هسند غافل شد.
كشورهای پادشاهی حاشيه خليج فارس كه امنيت را مساوی حضور قدرت های خارجی می دانند، كاهش تمركز سياست خارجی اوباما در منطقه را نوعی خلأ قدرت در خليج فارس تلقی نمودند و با همکاری بیشتر با کشورهای انگلیس و فرانسه و دولت ترامپ و خرید سلاح های متعارف و نامتعارف از غرب و حمله به یمن و حمایت از داعش و تلاش در تجزیه منطقه، منطقه را تحت تاثیر عمیق مسائل امنیتی قرار دادند و زیان های بسیار زیاد انسانی و مالی بر مردم منطقه تحمیل گردید.
سياست انگليس، حمايت از شيخ نشين های عربی منطقه است. دولت انگليس يكی از صادركنندگان اصلی اسلحه به حكومت های سركوبگر خاورميانه است. سياست انگليس در قبال ايران تابعی از سياست های ايالات متحده آمريكا بوده است. اين كشور ضمن، حفظ نزديكی خود با كشورهای عربی منطقه و انعقاد همكاری های نظامی و تسليحاتی با آنان اين پيام را به اين كشورها می دهد كه انگليس نسبت به امنيت و روابطش با دوستان خاورميانه ای خود متعهد و مسئول است. (سياست خاورميانه ای انگليسی) در پژوهش تحلیلی کتابخانه ای حاضر نتایج مختلفی شناسایی و گرد آوری گردید که به شرح ذیل مطرح می گردد.
نتيجه پژوهش : در این مقاله ثابت شد که:
1) حضور دول خارجی به شكل امنيتی بر قيمت كالاها و مواد اوليه خصوصاً نفت و گاز تأثير مستقيم داشته است. (ايجاد رقابت به نفع آنها)
2) فشار از سوی كشورهای فرامنطقه ای جهت اعمال نفوذ در منطقه و فراهم سازی جای پا و خارج كردن رقبا از صحنه بر كشورهای وابسته و كوچك منطقه وجود دارد.
3) سياست تفرقه بی اندازه و حكومت كن دول خارج منطقه در منطقه در راستای مطامع خود بكار گرفته شده است، و مخل امنیت منطقه است.
4) ايران هراسی ناشی از ديدگاه حمايت از جنبش های آزادی خواه توسط جمهوری اسلامی ايران به عنوان يك اصل قانون اساسی در حمايت از مستضعفين در راستای تضعيف جايگاه منطقه ای ايران و جلوگيری از توسعه و پيشرفت آن و عقد قرارداد هم پيمانی با كشورهای منطقه توسط آمريكا و عقبه های هم پيمان آن مورد توجه قرار دارد.
5) مانع تراشی در انجام و بستن پيمان های منطقه ای با حضور كليه كشورهای منطقه خصوصاً ايران يك استراتژی در حمايت از اسرائيل است كه توسط آمريكا پی گيری می شود.
6) مخالفت ايران با اسرائيل غاصب و حمايت از ملتهای مسلمان عامل جبهه گيری و مانع تراشی غرب و عراب منطقه و تنها ماندن ايران از نظر حمايت آن در مقابل ابر قدرتهای صاحب نفوذ است.
7) رويكرد امنيتی در خليج فارس تابعه ای از تلقی دولت ها نسبت به منافع كشورشان در منطقه است.
8) حضور كشورهای فرامنطقه ای به دلايلی كه تا حدودی پشت مسائل منطقی حفاظت از منافع خود پنهان شده اند دليلی ديگر بر امنيتی شدن منطقه بوده است.
9) دلايل كشورهای فرامنطقه ای جهت حضور در منطقه در طول تاريخ مواردی چون 1- تجارت، 2- دفاع از مستعمرات و توسعه آن و منافع 3- جلوگيری از دزدی دريايی 4- حمايت از شركای تجاری 5- مبارزه با تروریسم 6- پيمان های امنيتی 7- كسب منافع بيشتر (بازار فروش كالا و تهيه مواد اوليه) 8- حضور در عرصه بين‌المللی عنوان شده اند.
10) ضعف و خودخواهی دولتمردان منطقه و ناديده گرفتن ساير دول منطقه با وجود مسائل فرهنگی ومنافع اقتصادی مشترک یک امر مسلم شده است.
11) كسب منافع بيشترباعث تقويت نظامی و توسعه كشور بدست آورنده وعامل بقاء حكومت آن ها به عنوان امر ضروری قابل است.
12) نبودن الگوی امنيتی كه منافع تمام كشورها و اعتماد آنها در منطقه را از نظر همجواری و تعامل مثبت در عرصه روابط بين‎‌المللی بدست دهد.
13) اين منطقه برای ايران فقط يك آبراه ژئو استراتژيك محسوب نمی شود. اين آبراه ادامه فلات سرزمينی ايران بوده و حيات كشور تا سقف 95 درصد صادرات و واردات به آن گره خورده است. پس بر اين مبنا تحت هيچ شرايطی دست اندازی به آن توسط هر كشوری غير قابل تحمل خواهد بود.
14) همچنين ايران نهايت تلاش خود را در راستای تامين امنيت آن بكار می بندد به همين دليل معتقد به حفظ امنيت جمعی توسط كشورهای منطقه است. بدون دخالت كشورهای فرامنطقه ای.
15) رویکرد دوستی ها و دشمنی ها ايجاد كننده رقابت های مشاركت جويانه مثبت يا جهت گيری های منفی دولتها در منطقه بوده است.
16) پيروی از اصل توازن قوا در منطقه بر رويكرد مسلامت آميز در مقابل رويكرد منفی تهاجمی و اختلاف افکنانه در منطقه سايه انداخته است.
17) وجود انواع شيوه های حكومتی (پادشاهی ، دموكراسی، لائيك، صهيونيستی، اسلامی شيعی) در منطقه عامل دسته بندی و تنوع ديدگاه ايدئولوژيكی و مذهبی و حس بد بینی در منطقه را فراهم ساخته است.
18) همچنين تفاوت های زبانی، فرهنگی ، منابع طبیعی، جمعيت و وسعت سرزمين از عوامل دیگر رويكرد دولتی در منطقه (وابستگی، استقلال یا همگرایی) بوده است.
فريدون حيدری

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: